مرتضى راوندى

159

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ديومان ( 1660 ميلادى 1071 هجرى ) مىگويد كه در قلمرو دولت صفوى ، زمين ديوانى فراوان و اراضى ملكى افراد اندك بود . ولى بايد در نظر داشت كه در قرن هفدهم ، اراضيى كه بر سبيل تيول و غيره به بزرگان لشكرى و كشورى بعنوان مواجب و خرج معيشت داده مىشد نيز جزو زمينهاى ديوانى شمرده مىشد . مقدار اراضى يورت كه براى اعاشه به ايلات چادرنشين واگذار شده بود ، بسيار توسعه يافت . در قرن هفدهم ، مقدار اراضى مؤسسات مذهبى با موقوفات نيز افزايش يافت ؛ مثلا در آغاز قرن هفدهم ، 650 جفت عوامل « كه بوسيلهء روستاييان زراعت مىشد ، و آنان سهمى از محصول را مىبردند » ( 5 - 4 هزار هكتار زمين آبى و ديم ) وقف مسجد بزرگ شيخ صفى ، در اردبيل ، بود . دولت شاه از ميان انواع مالكيت مشروط فئودالى ( كه شرط استفاده از آن خدمت دولت بود ) يعنى سيورغال و تيول ، تيول را ترجيح مىداد ؛ زيرا موروثى نبود و كمتر از سيورغال موجب تضعيف حكومت مركزى مىشد . به گفتهء صاحب تذكرة الملوك درآمد كل ساليانه صاحبان سيورغال در قلمرو صفويه به مبلغ 800 ، 778 ، 367 دينار و درآمد كل ساليانهء تيولداران به 000 ، 663 ، 753 ، 3 دينار يعنى ده برابر سيورغال بالغ مىگشت . در قرن هفدهم ، 35 رقم عوارض و ماليات از رعايا گرفته مىشد ولى اين عوارض از تمام نواحى كشور گرفته نمىشد . « 1 » به نظر محققان شوروى ، « انتقال زمام امور سياست دولت از دست فئودالهاى چادرنشين ترك به دست فئودالهاى مقيم و اسكان‌يافتهء ايرانى ( مأموران عاليمقام كشورى ) در آغاز قرن هفدهم و اصلاحاتى كه در عهد شاه عباس اول به عمل آمد و بخصوص سبك شدن بار مالياتها در عصر آن پادشاه و ترقى و تكامل روابط كالا پولى و سرانجام پايان جنگهاى ويران‌كننده با تركيه و خان‌نشينهاى ازبك و استقرار يك صلح طولانى ( 1722 - 1640 ميلادى / 1135 - 1050 هجرى ) موجب و محرك اعتلاى نسبى نيروهاى توليدى ايران و بخصوص كشاورزى گرديد . جهانگردان قرن هفدهم از كارهاى بزرگى كه در ايران در زمينهء آبيارى به عمل آمده بود ، سخن مىگويند ، و از احداث كاريزهاى جديد و تعمير قنوات و مجارى قديم ياد مىكنند . به گفتهء سياحان مزبور ، در قرن هفدهم نيز ، چهار نوع آبيارى كه در آغاز قرون وسطى در ايران وجود داشت ، باقى بوده يعنى نهرهاى كوهستانى ، نهرهاى متفرع از رودخانه‌ها ، كاريزها و چاهها . شاردن مىگويد : « در واقع ، هيچ قومى در جهان وجود ندارد كه مانند ايرانيان ، با چنين مهارتى نقب بزند و مجارى آبيارى تحت الارضى احداث كند . » شاردن كاريزهايى به طول 32 و 40 كيلومتر و حتى طويلتر ديده بود . به گفتهء شاردن ، از چاهها بوسيلهء دولهاى چرمى كه 200 تا 250 فونت ( هر فونت 453 گرم ) ظرفيت داشت آب را بكمك نيروى گاو نر ، بالا مىكشيدند . آب به كمك قرقره‌اى از دول چرمى به حوضى ريخته مىشد و از آنجا از طريق مجارى به مزارع و بستانها مىرفت . آبيارى بوسيلهء كاريز و چاه مجانى بود و در ازاى آبيارى مزارع و بستانها بوسيلهء جويها و ترعه‌هاى متفرع از رودخانه‌ها ، از هر جريب 20 سو ( اندكى بيش از يك عباسى ) در سال اخذ مىشد . به گفتهء شاردن ، ميراب كل واحهء اصفهان ، ساليانه ، چهار هزار تومان ( چهل

--> ( 1 ) . ر ك : تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم . پيشين . ( چاپ اول ) . ص 552 ببعد .